کد خبر : 90377

نامه شهید علیرضا محمودی پارسا به همکلاسانش

آیا تاکنون فکر کرده اید که چگونه و با چه رویی می خواهیم در مقابل این یتیمان و خانواده های شهدا بایستیم و به چشمان شان نگاه کنیم؟... درخت اسلام همیشه از خون عزیزانی چون فرزندان زهرا(س) آبیاری شده و اگر در جامعه ای خون نباشد...
آیا مسئولین نظام جمهوری اسلامی در قوای سه گانه نیز مثل نوجوان 13 ساله سنگینی مسئولیت خون شهداء را درک کرده و این چنین می گویند و می فهمند؟
آیا احزاب سیاسی نیزمثل شیرمرد 13 ساله مسئولیت سنگین پاسداری از خون شهداء را حس می کنند تا دنیا را رها و تا پای جان در رکاب امام زمانشان باشند؟ 
این وصیت نامه شیرمرد 13 ساله هست که در دانشگاه جبهه حقّ علیه باطل این چنین تحلیل سیاسی اجتماعی داده و وظیفه سنگین خون شهداء را درک کرده و در 5 عملیات با دشمنان اسلام و انقلاب جنگیده تا مهدی زهرا برسد.
 چگونه است  این شیرمرد 13 ساله والاترین مفاهیم عرفانی را دریافته و آنها را در خود به عمل تبدیل کرده، در حالی که  بسیاری در الفبای این مفاهیم و اعمال و نیّت خالصانه و... درمانده اند؟!

آیا رمز رسیدن به این مقام، دل کندن از دنیا و مطیع امر خدا و پیامبر و امام زمان نیست که آتش بر جانش نهفته و با همّتی وصف ناپذیر تا پای جان به یاری یوسف زهرا شتافته تا نائبش تنها نماند؟

شهید علیرضا محمودی پارسا با حضور در جبهه نامه ای خطاب به همکلاسی هایش می نویسد و سپس از معلمش می خواهد تا آن را بری همکلاسی هایش بخواند. متن و تصویر این نامه با دست خط خود شهید به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت برادران عزیز و همکلاسی های خوبم سلام عرض می کنم و امیدوارم که حال همگی تان خوب باشد و تحت توجهات مولایمان امام زمان با تمام قوا در راه استقرار یافتن هر چه بیشتر حاکمیت حزب الله بکوشید.برادران خوبم من امروز بسیار خوشبخت و خوشحال هستم که خود را در جایی می بینم که شاید لیاقتش را ندارم. جایی که مملو است از جوانان عاشق، عاشق الله، عاشقانی از پیرمرد و جوان و کوچک و بزرگ که در راه فداکاری برای اسلام، از همه چیز خود گذشته اند و برای خدمت به اسلام در این جا گرد آمده اند و بهترین سرمایه زندگی شان یعنی جانشان را در کف گرفته اند و حاضرند بدون هیچ چشمداشتی آن را در راه خدای خود فدا نمایند.

برادران عزیزم! من هر چه که بگویم اینجا چه خبر است باز هم کم گفته ام چون واقعیت امر این است که در تعریف جبهه و احوالات آن، هر زبانی کوتاه و هر قلمی عاجز است و هر چه من بگویم باز هم نخواهم توانست قطره ای کوچک از این دریای بزرگ معرفت و عشق را برای شما توضیح بدهم و با کمال اطمینان مجبورم اعتراف کنم که برادران اگر می خواهید بفهمید در جبهه چه خبر است فقط باید خودتان در جبهه حضور یابید تا این مسئله مهم را درک کنید.

و اما از احوالات اینجا برایتان بگویم.اکنون ما در یک مسجد مستقر هستیم. در دِهی به نام شاهینیه که حدود ۸۰۰۰ جمعیت دارد. مردمانی فقیر و زحمتکش که هر بیننده ای از دیدن آن ها دلش به رحم می آید.

این منطقه حدود چهار ماه است که تحت حاکمیت دولت درآمده است ولی هم اکنون هم در داخل مردم نفوذ کرده اند و حتی شب قبل هم به طرف ما تیراندازی کردند ولی با اراده ی قوی و محکم رزمندگان اسلام مواجه شدند و با شکست به پناهگاه شان بازگشتند.در آن ایام که این «دِه» در دست آن ها بود، آنقدر تبلیغات بر علیه امام عزیز و دولت و بخصوص پاسداران شده بود که زبان از گفتن آن عاجز است و حتی به گفته شاهدان محلی، جلوی پای عروس و داماد به جای گوسفند، سر پاسداران اسیر را می بریدند.

بله برادران عزیز، همین پریروز بود که «مین»ی در راه تدارکاتی مقر منفجر شد که دو تن از بهترین برادران ما به نام های برادر شاه میری و برادر چهارراهی شهید شدند و تکه های جسد آن ها به فاصله ۸۰۰ متری پرت شد.چه خوب است که بدانید برادر شاه میری دارای سه فرزند کوچک می باشد و در اینجاست که با خود فکر می کنم که خدایا ما چه مسئولیت بزرگی در مقابل خون این شهیدان داریم. آری برادران عزیز! همه ما مسئولیم و اگر خوب فکر کنیم مسئولیتی به سنگینی یک کوه بر دوشمان حس می کنیم.

آیا تاکنون فکر کرده اید که چگونه و با چه رویی می خواهیم در مقابل این یتیمان و خانواده های شهدا بایستیم و به چشمان شان نگاه کنیم؟ برادران اگر هیچ کاری از دستتان برنمی آید، لااقل از خدا بخواهیم و بگوییم خدایا زندگی ما که به اسلام و انقلاب خدمتی نمی کند، لااقل از عمر ما بکاه و بر عمر امام عزیمان بیفزا و به ما مرگی با عزت عطا کن تا شاید مرگمان بتواند به اسلام و انقلاب خدمتی کند.

مگر نه اینکه درخت اسلام همیشه از خون عزیزانی چون فرزندان زهرا(س) آبیاری شده و اگر در جامعه ای خون نباشد، آن جامعه رو به خشکی و انزوا خواهد رفت و به قول استاد مطهری، شهادت تزریق خون است بر پیکر اجتماع، همانطوریکه خون به انسان حیات می بخشد، شهادت نیز باعث حیاتی جدید و جاودانه برای جامعه ما می شود. خداوند انشاءالله به ما هم این نعمت را عطا می نماید.

به امید پیروزی
علیرضا محمودی
خدایاخدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار، از عمر بکاه و بر عمر او بیفزا».



ثبت شده توسط : منصوره وطنی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی