برای درک عظمت و حکمت شب قدر باید قبل از ماه رمضان مهیّا شد. شب قدر تجلي کوثر در ولايت هست.

شب قدر تجلّي گاه ولايت
شب قدر، شب ظهور ولايت حقّ الهي بر زمين است. ولايت تکويني٬در کالبد ولايت تشريعي ظهور مي نمايد برنامه مصوّبه از مقام الوهيت به صاحب امر در زمين داده مي شود تا جامعه را با نظام هستي هماهنگ نمايد.
انديشه ها و نفوس را بر مبناي فطرت، به وليّ خدا و از طريق او به وليّ خدا و از طريق او به خدا متصل نمايد. آنگاه که امر نازل مي شود ولايت تجلّي مي نمايد. أمر تا صاحب و جايگاه مشخصي نداشته باشد، نازل نمي شود، و اگر صاحب داشت، پذيرش أمر و صاحب امر هردو با هم تحقّق مي يابد و اين تحقّق چيزي جز تجلي ولايت نيست.
رابطه ميان خدا و صاحبان ولايت خدا در زمين که پيامبر و اهل بيت ايشان هست و همگي مصاديق ولايت هستند، همان «أمر» است که مظهر ولايت خدا و نمودي از احکام باري تعالي و تجلي قرآن است. ظرف اين ارتباط، شب قدر است، شبي که مجلاي (زمان تجلي) حقّ و ظهور تکثير آن بسط و تفصيل آن اجمال است که اگر چنين شبي نبود، نه قرآن و نه أمر، هيچ کدام نازل نمي شدند و تجلي حقّ عقيم مي ماند. عامل تحقق اين تجلي، همانا ملائکه و روح اند که در اين شب فرود مي آيند و امر را نازل مي کنند و به صاحب امر در هر زمان مي سپارند. سوره قدر متعلق به صاحب أمر و تجلي گاه ولايت است، در تحقق ولادت صاحب ولايت نيز تجلي نموده است.
مؤمنين محل دريافت فيوضات الهي
مؤمنين نيز به تناسب ظرفيّت و تقوايي که دارند، ملائکه خاص و روح خاصي، أمري را -نه همه امور هستي را- بر او نازل مي کنند. هر کس در 23 شب اول ماه رمضان خود را به افق نبوّت و امامت نزديک گردانيد و ظرفيّت وجودش را با تقوي توسعه داد و خود را مستعّد دريافت فيوضات الهي گردانيد، هنگامي که قرآن بر سر مي گيرد، و از خدا درخواست مي کند و چهارده معصوم را واسطه فيض قرار مي دهد، به تناسب اين استعداد و شأن دريافتي مي نمايد. اين دريافت ها و نزول ملائکه و روح، نه تنها در شب قدر، بلکه در تمام لحظات وصل، وجود دارد، چنانکه براي ائمه علیهم السلام نيز چنين است.
نمونه ساده و اوليّه آن، که تا حدودي براي عموم قابل درک است، بارقه هاي ذهني و الهامات و جرقه هاي علمي براي کاوشگران و اهل دقت و نظر است.
ينزل الملائکه بالروح من امره، علي من يشاء من عباده (نحل / 2)
پرورش و تکامل بشر
همه امامان و پيامبر و پيامبران گذشته، از يک گوهر بوده و همگي يک جهت داشته اند، لکن هر امامي، تفصيل مجمل هاي گذشته مي باشد. همه امامان علم بدون اختلاف دارند و هيچکدام با ديگري اختلاف ندارند، تفاوتشان در اجمال و تفصيل و تناسب با شرايط و شئونات است. اين تعريف، حکيمانه و در راستاي تکامل بشر است. تکرار و تجدد امام و رهبر در معناي اوليه (امام معصوم) و در معناي ثانويه و مراتب پايين تر (پيشگامان و رهبران مردمي) يک موهبت الهي براي پرورش و تکام انسان است.
تجلي کوثر در ولايت
«کوثر در معناي لغوي و اوّليه، سرچشمه سرشار و منبع جوشان است و شامل هر چشمه فزائيده و منبع خیر مي شود. مصداق اعلاي آن فاطمه سلام الله عليها است که به پيامبر صلي الله عليه و آله داده شد، و او همسر يک امام و مادر يازده حجّت خدا مي باشد.
کوثر همچون خورشيد با تشعشع خود، نور صادر مي نمايد، هر نورش امامي است که به واسطه آن جهان بشريت روشن مي گردد، و اين انوار الهي لازمه حيات طيّبه انسانيّت اند. کوثر از مجراي توارث در وجود امامان و سپس امامزادگان آنگاه صالحان جريان يافت و خيراتش، زمين هاي انسانيت را آبياري نمود. اين جريان دائمي و تکاثر ابدي، نمودي از نزول ملائکه و روح و جلوه اي از تجلي کوثر است که همواره وجود دارد، و حيات ظاهري و باطني و مادي و معنوي در گرو وجود آن است.
مطلع الفجر ظهور مهدي موعود عج الله فرجه هست، چنانکه امام صادق عليه السلام فرموده: حتي مطلع الفجر يعني حتي يقوم القائم عج الله فرجه.
امام صادق عليه السلام فرمود: «تقدير در شب نوزدهم است و ابرام (محکم و پابرجا) احکام در شب بيست و يکم و امضاء و گذراندن، در شب بيست و سوم مي شود.
امکان تغيير سرنوشت غير حتمي در هر سال
خداوند حکيم و رئوف و بخشنده در برابر عصيان بندگان و خطاهاي سهوي، هر سال از مجراي ولايت معصوم، راهي بر جبران گذشته ها و توبه و انابه، با پرداخت حقّ الناس (عدم پرداخت بدهي در حال تمکّن، غيبت، تهمت، سخن چيني، عدم پرداخت حقوق افراد واجب النفقه:مهريّه، نفقه و...) هتک آبروي مسلمان و...) و حقّ الله (اداي واجبان شرعي :نماز، روزه، خمس، زکاه و...) باز گذاشته، تا بندگان به اختيار خود راه صلاح و رستگاري و بندگي خدا را انتخاب نمايند، و يا به بندگي هواي نفس و شيطان تن داده و ذلت دنيا پرستي را برگزينند.
در شب بيست و سوم، انتخاب انسان در چارچوب مشيت الهي امضا مي گردد، لذا احياء و شب زنده داري توأم با توبه و جبران مافات، ارزشمند و انجام هر خدمت و عمل صالحي در اين شبها برابر با هزار ماه است. البته ثواب و بخشش و فيض به صرف بيدار بودن نبوده و مشروط به معرفت ولايت و ياري ولايت با معرفت به اهداف و طريق حق و تلاش در قرار گرفتن در صف صالحان و عاملان به دين خدا مي باشد، در اين صورت، از فيوضات اين شب نيز بهره مند شده، و تا يک سال از هوا پرستي و دنيا پرستي و مکر شيطان در امان خواهد بود. هر قدر ظرف بزرگ باشد، مظروف نيز بزرگ خواهد بود. اختيار و انتخاب با ماست.
رابطه شب قدر با تکامل عقول و علوم بشر
شب قدر طبق روايات متعدّد، از ظهور پيامبر اسلام شروع شده، و تا روز قيامت که حجّت خدا باقي است، ادامه خواهد داشت. حجّت زمان، متناسب با شرايط زماني و ميزان تکامل بشري، برنامه ها و تفصيل مجملات و متشابهات و... ، را دريافت نموده، به نفوس قابل و داراي ظرفيّت عنايت مي فرمايد، از اين روست، شاهد تکامل علم و معرفت بشر در دين خدا و علوم مختلف مورد نياز بشري هستيم، اما چون به عقل و توانمندي خود و ديگران، به طور مستقل و به اختيار و توانايي خود، اعتقاد داشته و باور کرديم، لذا از درک سير نزول فيوضات را از خالق حکيم، که ذره اي از بي انتهاست، از طريق ولايت و جانشين خدا عاجزيم. از اين روست پيشرفت هاي علمي را به خود نسبت مي دهيم و جز خود نمي بينيم. ولي در تأمل و تعمق در اصل تمام پيشرفت هاي مادي و معنوي بشريت، جز جلوه گري صفات جلال و جمال خداوند با استعداد ذاتي و توان جسمي از سوي خداوند نيست، چرا که خداوند در حديث قدسي فرموده است:عَبْدي اَطِعْني اِجْعَلَکَ مَثَلي. «بنده من، مرا اطاعت کن، تا تو را مثل خودم قرار دهم.»
رابطه شب قدر با شهادت يگانه مظهر عدالت
شب قدر با آن همه عظمت و مجلاي اراده و اوامر الهي به جانشين خود در زمين، تا طلوع فجر، در سرپرستي بشر و عالم امکان، سرنوشت همگان را ورق مي زند، لذا از اهميّت ويژه اي برخودار بوده و مورد توجّه عموم بوده است، اگر در چنين شبي حادثه اي رخ دهد، قطعاً آن حادثه نيز مورد توجّه قرار گرفته و مردم در پي فهم علت حادثه، به جستجو مي پردازند.
همانگونه که پيشتر اشاره شد، همگان توان درک عظمت و حوادث شب قدر را نداشته و جز اندکي، به معرفت کامل از اين شب نرسيده اند، لذا حادثه اي بزرگ و مهمّ مي تواند، عقول و دل هاي بشر را تکامل داده و آن ها را از خواب غفلت بيدار نمايد، تا بر آنچه در اين شب مي گذرد، توجّه نموده و امور خود را در مسير حقّ قرار دهند. شهادت اولين جانشين خاتم پيامبران در محراب مسجد توسط مسلماني به ظاهر مسلمان در صف نماز جماعت به نام حمايت از دين خدا، ريختن خون اسوه عدالت و يگانه رهبر عادل جهان و يار مستضعفان و شمشيرخدا بر دشمنان خدا، و زاهد شب و شير روز در برابر خصم دين خدا، امري بسيار تکان دهنده است تا همواره مسلمانان و تمام بشريت تا روز قيامت بپرسند، چه کسي کشته شد، در کجا کشته شد، چرا کشته شد، چه کسي بود، تا اوج مظلوميّت و تنهايي وليّ خدا در بين مسلمانان!! و اوج نفاق و دنيا طلبي و دين به دنيا فروختگان به نام مسلمانان، زبانزد خاص و عام گردد، غاصبان حکومت اسلامي شناخته شوند، و مسلمانان واقعي در پي برگرداندن حکومت به وليّ خدا برآيند.
از سوي ديگر، در 25 سال سکوت و خانه نشيني وليّ خدا معترضي بر جان وي نبوده، اما زماني که به درخواست و اصرار خود مسلمانان! حکومت را مي پذيرد و دستور خدا را در تمام ارکان جامعه انجام مي دهد، غاصبان حکومت اسلامي و بندگان دنيا و هواي نفس، وجود او را مانع حاکميّت و ثروت اندوزي و نظام ارباب و رعيتي و... مي بينند، لذا به خيال خود با کشتن حجّت خدا، طومار دين اسلام را در هم پيچيده و از بين بردند، در حالي که حکومت 5 ساله سراسر عدالت علي علیه السلام را تا روز قيامت، براي تمام آزادگان دنيا، به عنوان نسخه عملي نظام اسلامي با رهبري وليّ معصوم، منشور عملي در حکومت و مديريّت اسلامي گردانيدند، تا مردم بدانند، در اجراي عدالت، بايد از خون خود گذشت، تا نظام عادلانه بدون ظلم و قشربندي تحقق يا بدو دين خدا استوار شود. از سوي ديگر،اين حادثه به مردم هشدار مي دهد، در جستجوي حجّت بعدي باشند تا حکومت اسلامي و عدالت فراگير را دوباره بر پا کنند. هنگام تلاوت سوره قدر در پي پاسخ نزول ملائکه و روح بر چه کسي مي گردند، تا گنج هاي نهفته در شب قدر به مرور با تکامل معنوي بشر هويدا گردند.
رابطه شهادت مولاي متقيان با فرمایش فزتُ و ربّ الکعبه
يا ايّها الرسول بَلِّغْ اُنْزِلَ اِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَم تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتَهُ و اللهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النّاس اِنَّ اللهَ لايَهْدي الْقَومَ الْکافِرينَ (مائده / 67)
"اي پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد، به خلق برسان، که اگر نرساني، تبليغ رسالت (و اداي وظيفه) نکرده اي، و خدا تو را از شرّ و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت، همانا گروه کافران را به هيچ موفقيتي راهنمايي نخواهد کرد."
پيامبر٬امر به معرّفي جانشين خود به مردم شد، ابلاغ دستور خدا و معرّفي جانشين پيامبر با اسم و نشان دادن به مردم براي پيشگيري از هرگونه اشتباه در فهم و مصداق، برابر با اتمام رسالت پيامبر است چرا که بدون استمرار حجّت خدا در زمين، دين خدا، به مرور زمان دچار انواع تحريفات شده و عاملي در دست دشمنان خدا، براي سرکوبي مردم و موّحدان و دين داران خواهد بود، لذا بايد تا روز قيامت جانشيني از طرف خدا در زمين براي حفظ و صيانت دين خدا و حمايت از موّحدان و دين داران باشد، تا ضامن بقاي دين، با محتواي اوّليّه باشد و رسالت پيامبر کامل و مکتب اسلام به طور کامل متناسب با عقول و تکامل بشر در اختيار مردم قرار گيرد.
اگر حضرت علي عليه السلام در زماني معمولي به شهادت مي رسيد، همانگونه که خلفاي جور شهادت ساير ائمه را از مردم پنهان مي کردند، شهادت ايشان را نيز پنهان نموده و بر مردم تا روز قيامت معلوم نمي شد، علي بر سر اجراي دين خدا و عدالت در قالب حکومت اسلامي کشته شد، لذا موضوع عدالت در حکومت اسلامي برجسته نمي شد، بنابراين رسالت پيامبر نيز ناتمام باقي مي ماند. با شهادت علي عليه السلام در شب قدر، عدالت موضوع هميشه زنده دنيا شد، و عاملي بر جستجوي مظهر بعدي عدالت، بر بيدار دلان گرديد، تا اين بار او را ياري کنند و خانه نشين اش نگردانند.
پس راز شب قدر ولايت و عدالت است. شب قدر تجلّي گاه امامت و عدالت بر جهانيان است. شب قدر قوام و پايداري ولايت و عدالت و دين اسلام است.از اين روست سوره قدر فضايل زيادي داشته و داراي معاني شگرفي مي باشد. اللهّم ارزقنا توفيق المعرفة
امّا در معنا و مصداق کلمة «فُزْتُ» که در تمام تفاسير و روايات، کلمة فَوْز به معني رستگاري و يا کاميابي بزرگ آمده است، نياز به تعمّق و تدقيق دارد که در ذيل به بيان دلايل آن مي پردازيم.
با توجّه به مطالب مذکور در صفحات پيشين و فوق، و بررسي زندگي حضرت علي عليه السلام از تولّد تا شهادت، مصاديق فوز در آيات قرآن که در 9 آيه با مصداق بهشت و جنّات آمده است، امّا در شش آيه مصداق فوز موارد ذيل است اشاره مي کنيم:
1- قُلْ اِنّي اَخافُ اِنْ عَصَيْتُ رَبّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَومَئذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِکَ الْفَوْزُ المُبينُ (انعام / 16-15)
2- اَلَّذينَ امَنُوا وَ کانوا يتّقونَ لَهُمُ البُشري فِي الحيوهِ الدُنيا و فِي الاخِره لاتَبديلَ لِکَلماتِ الله ذلک هُو الفَوزُ العظيم (يونس / 64-63)
3- الّا مَوْتَتَنا الاُولي و ما نَحْنُ بِمُعَذّبينَ اِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوزُ الْعَظيمُ لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ العامِلُون(صافات / 60-59)
4- وَقِهِمُ السَّيِئاتِ وَ مَن تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (سوره غافر)
5- فَاَمَّا الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُو الصّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ في رَحْمَتِه ذلک هُوَ الْفَوْزُ الْمُبينُ (جاثيه / 30)
در آيه اي ويژگي فائزون آمده است که مي فرمايد: «الّذينَ امَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبيلِ اللهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَاللهِ وَ أولَئِکَ هُمُ الفائِزوُنَ»
بنا بر اين آيات، معني و مصداق «فوز» منحصر در کاميابي بزرگ و رستگاري که براي غير معصوم موضوعيّت دارد، نمي باشد. در ترجمه ها، فرمايش حضرت علي عليه السلام، «به خداي کعبه رستگار شدم» آمده است، به اين معنا، يعني قبلا رستگاري نبوده، با رسيدن به مقام شهادت، اين رستگاري حاصل شده است، که با شأن غير معصوم تناسب دارد. کاميابي نيز بر غير معصوم که امور دنيوي بر او لذت بخش است. و هدف، و در نهايت طالب بهشت و جنّات است که از اين امور در حدّ اعلي و اکمل استفاده برد، که باز نوعي دنيا طلبي و نفس گرايي است و معامله اي مادي با خدا در انجام امور، لذا منظور حضرت از فزتُ اين موارد نمي تواند باشد چرا که او خدا را از ترس جهنّم و اميد به بهشت عبادت نکرده است، تا رسيدن به بهشت چنان داراي ارزش باشد که قسم به خداي کعبه بخورد.
از سوي ديگر، اين معاني، با مقام عصمت وليّ خدا نيز منافات دارد، زيرا خردي که در لحظه شهادت رستگار شده باشد، يعني قبلا نقصي از جهتي در وي بوده است که با رسيدن به مقام شهادت بر طرف گرديده است، در حالي که وليّ معصوم عاري از هرگونه خطا و اشتباه و نقص است و جانشيني خدا و رهبري مردم چنين مي طلبد.
چگونه مي توان پذيرفت او که تمام هستي در برابرش نمايان است، او که جز خدا و پيامبر و انجام دستورات خدا و پيامبر و مبارزه با دشمنان خدا نمي ديد، و جز بر پايداري اسلام و تثبيت حکومت اسلامي و تربيت مردم هدفي نداشت. در آخرين لحظه عمر به فکر خود براي دستيابي به بهشت باشد؟ اين در طول زندگي حضرت يک مورد نيز مشاهده نشده است. جاي تأمل در قسم به خداي کعبه است، بايد مصداق فوز چيزي گرانبهاتر و نهايت آرزوي حضرت باشد تا اينگونه قسم مناسبت داشته باشد.
امّا با معني پيروزي براي «فُزتُ» تمام اشکالات فوق رفع مي شود، يعني به خداي کعبه در تثبيت حکومت عدل اسلامي و معرّفي وليّ خدا بر مردم و عدالت محوري و عادل پروري و حکومت عادلانه و تلاش بر استقرار حکومت اسلامي تا روز قيامت با شهادت در شب قدر پيروز شدم. هم عدالت هم حجّت خدا هم شب قدر تا روز قيامت معرّفي شد، و هيچ طاغوتي توان پنهان نمودن اين سه رکن را نخواهد داشت چون علي را به خاطر عدالتش کشتند، او رفت تا عدالت زنده بماند و هر سه باقي هست تا روز قيامت.
امّا علي هنوز هم مظلوم است، او هنوز هم کنزي است مخفي، حقّ او شناخته نشده است، او را در حدّ مسلمان عادي که طالب بهشت است و امورش با نيّت ثواب مي گذرد، پايين آورديم، ولي علي را چه نياز به بهشت، که او خود به تنهايي بهشت است، امّا ميوه هاي باغ او معرفت الله است و رحمت الله. او قسيم الجّنة و النّار است، مولود کعبه، هم زماني با ايّام اعتکاف، چه رازي در اين همه اشاره ها نهفته است، که تاکنون از درک آن درمانده ايم؟
فرازی از کتاب علل ظهور امام زمان عجّ الله فرجه به قلم منصوره وطنی