کد خبر : 76957

نقش نظام سازی با رویکرد مهدویّت در پیشرفت ایران

نظر به ماهیّت انقلاب اسلامی ایران، و تنها الگوی حکومت اسلامی در جهان، نظام سازی در حوزه های مختلف، نیاز مبرم جامعه، جهت رفع عقب ماندگی قبل از انقلاب و هموارسازی مسیر پیشرفت نظام اسلامی و نمایش برتری و پویایی و قدرت اسلام در عصر حاضر به جهان و دشمنان اسلام از دیگر الزامات نظام سازی می باشد.

منتشر شده در چهارمین کنفرانس مرکز الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی 

استفاده از مقاله فقط با ذکر منبع جایز می باشد.

چکیده

        نظر به ماهیّت انقلاب اسلامی ایران، و تنها الگوی حکومت اسلامی در جهان، نظام سازی در حوزه های مختلف، نیاز مبرم جامعه، جهت رفع عقب ماندگی قبل از انقلاب و هموارسازی مسیر پیشرفت نظام اسلامی و نمایش برتری و پویایی و قدرت اسلام در عصر حاضر به جهان و دشمنان اسلام از دیگر الزامات نظام سازی می باشد. اسلام خود دارای نظام سازی در ابعاد مختلف بوده و با مسیر امامت و ولایت تا روز قیامت، رهبری جهان اسلام و حکومت اسلامی را بر عهده دارد. در عصر غیبت آخرین حجّت خدا، براساس نظام سازی سیاسی اسلام، نظام ولایت فقیه برقرار است تا امور مسلمین برابر قرآن و عترت اداره شده و با پاسداری از آخرین دین خدا، سکّان هدایت به صاحب اصلی و جانشین معصوم خدا در زمین تحویل شود. بنابراین؛ تنها رویکرد ممکن در نظام سازی حکومت اسلامی؛ همان مسیر تعیین شده از سوی خدا می باشد که دوازده جانشین معصوم مأمور اجرای آن بوده اند. نقش این رویکرد، تعیین و شکل گیری اصول و قوانین و ساختار زیربنایی ابعاد حکومت اسلامی مطابق با نظام ترسیم شده در قرآن و عترت می باشد که با ظهور آخرین حجّت خدا، نمونه کامل آن در جهان تحقّق خواهد یافت. لذا، وظیفه همه مسلمانان در عصر غیبت، شناسایی اقتضائات و شاخص های این رویکرد در حوزه های نظام اسلامی و اجرای آنها می باشد. در این مقاله دو بعد معرفتی و آثار عملی رویکرد مهدویت در پاسخ به 10 سوال، بررسی و براساس آخرین یافته های علمی نگارنده، 24 پیشنهاد راهبردی جهت قرار گرفتن در مسیر نظام مهدویّت ارائه شده است.

کلیدواژه ها: مهدویّت، پیشرفت، نظام سازی، زمینه سازی ظهور، وراثت زمین، خلیفه اللهی، انقلاب ایران، ولایت فقیه،

پیشینه موضوع:

کتاب: علل ظهور امام زمان عجّ الله فرجه در قرآن و روایات، منصوره وطنی، چاپ 1389

مقاله: ا. "اصول پیشرفت و عوامل عقب ماندگی جامعه در قرآن و علل عقب ماندگی مسلمانان معاصر" از همین قلم.

2. "علل عقب ماندگی ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی و قوانین سالم سازی اقتصاد در قرآن" از همین قلم

در جستجو از نشریّات و مقالات فارسی و طرح های پژوهشی منابع زیر هیچ موردی در موضوع مقاله یا مرتبط با موضوع یافت نشد: پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی  - مرکز نشریّات چاپ منطقه ای و ISC- پایگاه جامع اطلاعات علمی کشورSID- پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران Iran Dac.

 

1.مقدمه

       با تأمّل و تدقيق در علل كشته شدن پيامبران و استمرار حضور جانشينان معصوم، و آيات قرآن و احاديث معتبر در حكومت متّقين و صالحان و خليفة اللهى انسان، درمى‏يابيم، بايد انسان‏هاى صالحى در عصر غيبت وجود داشته باشد، تا پس از ظهور ولىّ معصوم و تشكيل نظام اسلامى، در حكومت عدل، زندگى عادلانه‏ اى را سپرى نموده و احكام دين به طور كامل اجرا گرديده و آيات الهى تحقّق يابد، زيرا بعد از قيامت، خليفةاللهى انسان مكلّف و حكومت ولىّ معصوم و اجراى احكام دين، بى‏معناست. تمام آيات در ترسیم حكومت عدل اسلامى، قبل از قيامت معنا و امكان وقوع پیدا می کند، بنابراين، زمينه‏سازى ظهور حجّت خدا امرى همگانى و واجب عينى بوده و عدالت، زیربنای نظام اسلامی و حاکم بر کلیه شئون انسان ها  می باشد که با تحقّق ظهور آخرین معصوم؛ عدالت کامل در جهان شکل می گیرد.  این مقاله جهت دستیابی به پیشرفت واقعی در ایران، در دو بخش بعد معرفتی مهدویّت و آثار عملی مهدویّت در حکومت،  به سوالات زیر پاسخ داده است:

1. خداوند حکیم جهان آفرینش را به لحاظ نظام حکومتی به کدام سو هدایت می کند؟

2. الزامات نظام مبتنی بر مهدویّت به لحاظ معرفتی و عملی در حکومت چیست؟

3. کدام آیات قرآن و روایات، پایان غیبت کبری و حکومت حضرت ولی عصر عجّ الله فرجه قبل از قیامت را تأئید می کنند؟

4. محل تحقّق آیات و روایات در وراثت زمین و خلیفه اللهی قبل از قیامت هست یا بعد از قیامت؟ در هرصورت چگونه اثبات می شود؟

5. محل تحقّق شکل کامل حکومت معصوم قبل از قیامت هست یا بعد از قیامت؛ در هرصورت چگونه اثبات می شود؟

6. آیا قبل از ظهور؛ ظهور صغری لازم هست؟ اگر هست، چگونه اثبات می شود؟

7. آیا زمینه سازی ظهور برای شکل گیری ظهور و حکومت معصوم امری همگانی و الزامی هست یا امری فردی و اختیاری؟

8. رابطه شب قدر با غیبت کبری و مهدویّت و حکومت معصوم چیست؟

9. رابطه شب قدر و شهادت حضرت علی علیه السلام و عدالت و قسم به کعبه و کلمه "فزتُ " قبل از شهادت چیست؟ مفهوم و مصداق فزتُ چیست؟

9. در چه صورتی انسان ها در مسیر پیشرفت واقعی و رشد و شکوفایی استعدادها قرار می گیرند؟

10. هدف نهایی حکومت معصوم، استقرار چگونه حکومتی  هست؟

 

2. بعد معرفتی مهدویّت  در نظام سازی حکومت اسلامی در قرآن

1.2. قطعيّت حكومت معصوم در قرآن در زمين قبل از قيامت‏

         آیه 30 سوره بقره جانشینی انسان در زمین قبل از قیامت را با قطعیّت اعلام فرموده است: «اذ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرضِ خَلِيفَةً.»

 «خطاب را متوجّه پيامبرش (ربّك) ساخته است و اين خطاب بهترين دليل است كه خداى تعالى امر خلافت را در امّت پيامبرش، تا روز قيامت ادامه خواهد داد، زيرا زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نخواهد بود، و اگر مقصود ادامه خلافت نبود، خطاب «ربّك» حكمتى نداشت و تعبير ربّهم مناسب مقام بود ....»[1] در اين قول خداى تعالى،‏ معنايى وجود دارد كه او، جز افراد پاك باطن را خليفه نمى‏سازد، تا از خيانت بر كنار باشند.

2.2. متولّى زمينه سازى ظهور و حکومت معصوم در روایات

         حديث زیر از حضرت بقيّةاللَّه الاعظم عجّ اللَّه فرجه تكليف مردم و رهبرى مردم را، در غياب ولىّ معصوم روشن نموده است:[2] «و امّا در حوادث واقعه، به راويان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجّت من بر شما هستند، من نيز حجّت خدا بر آنها هستم.»

        اگر در جوامع عصر غيبت، حجّت حضرت ولى عصر عجّ اللَّه فرجه، برمردم، وجود دارد، قطعا انسان‏ هاى موحّد و متّقينى هستند و خواهند بود، تا چنين راويانى را تربيت‏ نمايند، و يا خود جزو راويان حديث باشند، بنابراين، لزوم وجود صالحان قبل از ظهور قطعى هست. علاوه بر اين، هر جامعه‏ اى به رهبر خوب يا بد نياز دارد، مردم، انتخابگر رهبران خوب يا بد هستند، اگر زمينه‏ سازى ظهور امرى فردى و جزئى باشد، يكى از شرايط تحقّق ظهور كه از بين رفتن حكومت هاى ظالم هست، واقع نخواهد شد، امّا اگر زمينه سازى ظهور را امرى همگانى و با رهبريّت حجّت خدا حضرت ولىّ عصر عجّ اللَّه فرجه تلقّى كنيم زمينه‏ سازى ظهور بر تك تك مسلمانان واجب عينى خواهد شد، تا صالحان و ياوران را تربيت نمايند. چنانكه قرآن در آیه 32 سوره توبه مى‏فرمايد: «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الكافِرُونَ»

 «مى‏ خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند، ولى خداوند نمى‏ گذارد، تا نور خود را كامل كند، هر چند كافران را خوش نيايد.»

        اگر محل کامل کردن نور خدا در قيامت باشد، غیبت معصوم در چندین قرن و امیدواری انسان ها به رفع ظلم با آمدن منجی بشریّت بیهوده و عبث خواهد بود؛ امّا اگر مكان تحقّق اين آيه قبل از قيامت و در همين دنيا باشد؛ آيات زيادى در حكومت و جانشينى صالحان و خليفة اللهى انسان‏ هاى صالح با رهبری جانشین معصوم خدا در زمین، تحقّق خواهد یافت، در پاسخ به این مهم؛ خداوند در آيه 5 سوره قصص مى‏ فرمايد: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثِينَ»؛ «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منّت نهيم و آنان را از پيشوايان (مردم) قرار داده و ايشان را وارث زمين گردانيم.»

         این آیه مسیر نهایی جامعه بشری را معیّن نموده و پایان بی عدالتی و ظلم و ستم حاکمان خودکامه و اسلام ستیز را شکل گیری حکومت صالحان به پیشوایی آخرین حجّت معصوم خدا و وارثین زمین که همواره مورد استضعاف قرار گرفته اند، اعلام می دارد. بنابراین؛ وظیفه حکومت اسلامی قبل از ظهور و تشکیل حکومت معصوم؛ آماده سازی کشور و مردم، جهت پذیرش احکام و معارف اسلامی و نظام سازی بر اساس نظام سازی موجود در قرآن و عترت می باشد. 

3.2. ضرورت ظهور صغرى‏

        بنابر دلایل عقلی و نقلی؛ پيشوايى و وارثت زمين در اين دنيا، موضوعيّت داشته و نياز به رهبر، براى مستضعفان و فرودستان در روى زمين لازم بوده، و زمينه سازى براى رسيدن به پيشوايى و وراثت زمين بر همگان ضرورت مى‏يابد، و هر يك از آحاد مردم وظيفه شناسایی و رفع موانع ظهور را بر عهده دارند، که به اين موضوع در حدود 150 آيه در قرآن[3] به طور مستقيم اشاره شده است. بنابر مطالب مذكور، مى‏ توان اذعان نمود، هم چنانكه غيبت صغرى‏ و غيبت كبرى در آمادگى بشريّت براى پذيرش حكومت حجّت خدا، با دلايل ديگر در انقلاب عظيم جهانى براى استقرار نظام اسلامى و عدالت كامل ضرورت دارد، وجود ظهور صغرى نيز قبل از ظهور كبرى‏ در قالب نظام ولايت فقيه بر اساس دستور حضرت حجّت عجّ اللَّه فرجه در شروع غيبت كبرى‏، جهت زمينه‏ سازى ظهور و تحقّق اهداف زمينه‏ ساز عدالت جهانى و حکومت معصوم، ضرورت مى‏ يابد.

          همچنين، تمرين بشريّت‏ تحت رهبرى فقيهی عادل، آمادگى پذيرش حاكميّت ولىّ معصوم نيز خواهد بود، كه در نظام جمهورى اسلامى ايران تحقّق یافته است. براى تحقّق آيات فوق و آيات زيادى در وراثت انسان‏ هاى صالح و متّقى و مستضعف، نظام ولى فقيه، درآماده ‏سازى عوامل پيش‏ نياز و شرايط تحقّق، امرى الزامى و ضرورى مى‏باشد. چنان که، آمادگى بشريّت به زندگى در جامعه‏اى بدون سهم خواهى و زياده‏ طلبى حزبى و گروهى و عدم تخصيص بيت المال عمومى به قشرى خاص، و از بين بردن هر گونه انحصارگرايى و زورمدارى و...، نياز به تمرين در مراتب مختلف دارد، تا عدالت كامل محقّق گردیده و پذيرش عدالت سخت ننمايد، چنان كه فرمايش حضرت على عليه السلام در برگرداندن بيت المال تاراج شده به صاحبان اصلى و اجراى عدالت، تاكنون، امكان عملى و حتّى پذيرش اعتقادی چنين جامعه‏ اى تحقّق نيافته است. براى اجراى چنين عدالتى وجود حكومت اسلامى با ولىّ معصوم ضرورت دارد، لذا كسانى برای  زمينه سازى ظهور عملا اقدام مى‏كنند، كه خود عادل بوده و از عدالت و اجراى عدالت متضرر نگردند، چرا كه منشور اصلى و پايدار در حكومت و حاكم اسلامى، رفع ظلم و حاکمیّت کامل دین حقّ و پیروی همه ادیان از اسلام هست که آیه 33 سوره توبه به آن تصریح نموده است: «هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ المَشْرِكُونَ.»

 «او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حقّ، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيرو گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.»

         امام صادق عليه السلام در تفسير اين آیه فرمود: «به خدا سوگند تأويل اين آيه هنوز نازل نشده است و نازل نخواهد شد تا آن كه قائم عليه السلام خروج كند، و چون خروج كرد، كافران به خداى عظيم و مشركان به امام را ناخوش آيد و اگر كافر يا مشركى در دل صخره‏اى باشد آن صخره بگويد: اى مؤمن در دل من كافرى است آن را بشكن و او را بكش."[4]

4.2. راز شب قدر

        چه حکمتی در شب قدر نهفته است که در يك شب، نزول قرآن، و ملائكه و روح بر زمين، و تعيين برنامه‏ ها، بسط مجمل‏ ها و ... شهادت اوّلين امام معصوم جمع شده است؟ چرا شب قدر اين همه فضليت ها و از سويى داغ جانگداز مظهر عدالت را در خود جاى داده است: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَيْلَةِ القَدْرِ...."[5]

         نتايج بررسى در بيشتر تفاسير، نشانگر عدم پاسخ دقيق و عميق به اين سوره مى‏ باشد. تعدادى از تفاسير موضوعى و تك تفسيرى، توسّط فضلاى محقّق انجام شده است، که به تبيين گوشه‏ اى از عظمت شب قدر و سوره قدر پرداخته اند تا افق جديدى  از قدرت حقّ تعالى را نمایان سازند.

        مفسّر گرانقدری در تفسیر این سوره می فرماید: "قرآن نازل شده و در دسترس بشر قرار گرفته است، آنچه مى‏ ماند و از اهمّيت ويژه ‏اى برخوردار است، نزول «أمر» است كه مفسّر آن مجمل‏ ها و تكثير آن بسط ها و تشريح آن كلّيات به مقتضاى شرايط و شئوونات جديد و راهگشاى تنگناهاست. پس يكى از ويژگى‏ هاى مهمّ و حياتى براى أمر، روشن بودن، مفسّر بودن، و گره‏ گشا بودن است كه به تناسب وضع موجود و حكيمانه باشد، از اين رو، امام باقر عليه السلام فرمود: «گاهى براى بعضى، فتنه‏ اى پيش مى‏ آيد كه حكم اش در قرآن و سنّت به گونه‏ اى روشن نيست كه (فهم آن) بدون اختلاف باشد (و در نتيجه هر كس حكمى مى‏ دهد) و براى علم خدا روا نيست كه چنين فتنه‏ اى در زمين باشد، و در محكمه عدالت كسى نباشد كه حكم بدون اختلاف ارائه كند و فتنه را خاموش و گرفتارى مردم را برطرف نمايد. در قرآن، حدود، به صورت اجمالى (كلّى و سربسته) وجود دارد و تفسيرآنها هر ساله در شب قدر، همراه با «أمر» آن سال (تعاليم و قوانين و دستورات مربوط به سال) نازل مى ‏شود."[6]  امام محمّد تقى عليه السلام نیز در نزول بر آخرین حجّت خدا در شب قدر می فرماید: "همانا سال به سال در شب(قدر)، تفسير امور بر ولّى امر نازل مى‏ شود، و او بر اساس برنامه‏ هاى مشخص شده درباره كارهاى خودش و نيز كارهاى مردم، مأمور مى‏ شود."[7] پس، شب قدر چراغ راهنمای مردم به ولايت و عدالت و تداوم رهبری معصوم و نیز تجلّى‏ گاه امامت و عدالت بر جهانيان و مايه قوام و پايدارى دين اسلام هست.

  5.2. محلّ نزول أمر و علّت آن

       ملائكه و روح، به نزد كسى كه در آن زمان، صاحب امر باشد فرود مى‏آيند، همان كسى كه واسطه حقيقى ميان خالق و خلق است، و صاحب ولايت مطلق، چنانكه امام جواد عليه السلام فرمود: «هر آينه ملائكه و روح، برنامه (مصوّبه) را از جانب خداوند متعال در شب به سوى پيامبر يا جانشينان او مى ‏آورند.»[8]

       اعطاء چنين برنامه اى به دست ولىّ حقّ، براى آن است كه نظام جامعه را هماهنگ با نظام هستى جلو برد و سياست اش، سياست خدا باشد، چنانكه امام جواد عليه السلام فرمود: «همانا سال به سال در شب قدر تفسير كارها بر ولىّ (امام زمان) نازل مى‏ شود. در آن شب، امام درباره خودش و نيز نسبت به كارهاى مردم چنين و چنان (يا جزئيات) دستور مى‏ گيرد."[9]  

6.2. تجلّى گاه ولايت

        شب قدر، شب ظهور ولايت حقّه الهى بر زمين است. ولايت تكوينى در كالبد ولايت تشريعى ظهور مى‏ نمايد، برنامه مصوّبه از مقام الوهيّت به صاحب امر در زمين داده مى‏ شود، تا جامعه را با نظام هستى هماهنگ نمايد، انديشه‏ ها و نفوس را بر مبناى فطرت، به ولىّ خدا و از طريق او به خدا متصل نمايد. آنگاه كه امر نازل مى‏ شود ولايت تجلّى مى‏ نمايد. أمر تا صاحب و جايگاه مشخصى نداشته باشد، نازل نمى ‏شود، و اگر صاحب داشت، پذيرش أمر و صاحب امر هر دو با هم تحقّق مى ‏يابد، و اين تحقّق چيزى جز تجلّى ولايت نيست.[10] رابطه ميان خدا و صاحبان ولايت خدا در زمين كه پيامبر و اهل بيت ايشان هست و همگى مصاديق ولايت هستند، همان «أمر» است كه مظهر ولايت خدا و نمودى از احكام باريتعالى و تجلّى قرآن است. سوره قدر متعلّق به صاحب أمر و تجلّى گاه ولايت است، در تحقّق ولايت نيز تجلّى نموده است."[11]

7.2. امكان پیشرفت و تغيير سرنوشت غيرحتمى در هر سال‏

       آیه 11 سوره رعد امکان تغییر سرنوشت انسان با تلاش خود  انسان را  اعلام نموده است: "اِنَّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروُا ما بِأنفُسِهِم"

"خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا این که آنچه را در خودشان است تغییر دهند."

         خداوند حكيم و رئوف و بخشنده در برابر عصيان بندگان و خطاهاى سهوى، هر سال از مجراى ولايت معصوم، راهى بر جبران گذشته‏ ها و توبه و انابه، با پرداخت حقّ‏ الناس (ظلم، بدهى در حال تمكّن، غيبت، تهمت، سخن‏ چينى، حقوق افراد واجب‏ النفقه (مهريّه، نفقه) هتك آبروى مسلمان، ...) و حقّ اللَّه (اداى واجبات شرعى (نماز روزه، خمس، زكات و ...) باز گذاشته، تا بندگان به اختيار خود راه صلاح و رستگارى و بندگى خدا را انتخاب نمايند، و يا به بندگى هواى نفس و شيطان تن داده و ذلّت دنياپرستى را برگزينند.

        در شب بيست و سوم ماه رمضان، انتخاب انسان در چارچوب مشيّت الهى امضاء مى‏گردد، لذا احياء و شب زنده دارى توأم با توبه و جبران مافات، ارزشمند و انجام هر خدمت و عمل صالحى در اين شب ها برابر با هزارماه هست. البتّه ثواب و بخشش و فيض به صرف بيدار بودن، نبوده و مشروط به معرفت ولايت و يارى ولايت با معرفت به اهداف و طريق حقّ و تلاش در قرار گرفتن در صف‏ صالحان و عاملان به دین خدا می باشد.

8.2. رابطه شب قدر با تكامل عقول و علوم بشر

       "همه امامان و پيامبر و پيامبران گذشته، از يك گوهر بوده و همگى يك جهت داشته‏ اند، لكن هر امامى، تفضيل مجمل‏ هاى گذشته مى‏ باشد. همه امامان علم بدون اختلاف دارند، و هيچ‏كدام با ديگرى اختلاف ندارند، تفاوت شان در اجمال و تفضيل و تناسب با شرايط و شئونات است. اين تعريف، حكيمانه و در راستاى تكامل بشر است. تكرار و تجدّد امام و رهبر در معناى اوّليه (امام معصوم) و در معناى ثانوى و مراتب پايين نزد (پيشگاهان و رهبران مردمى) يك موهبت الهى براى پرورش و تكامل انسان است."[12]

         شب قدر طبق روايات متعدّد، از ظهور پيامبر اسلام شروع شده، و تا روز قيامت كه حجّت خدا باقى هست، ادامه خواهد یافت. حجّت زمان، متناسب با شرايط زمانى و ميزان تكامل بشرى، برنامه‏ها و تفصيل مجملات و متشابهات و ... را دريافت نموده، به نفوس قابل و داراى ظرفيّت عنايت مى‏فرمايد، از اين روست، شاهد تكامل علم و معرفت بشر در دين خدا و علوم مختلف مورد نياز بشرى هستيم، امّا چون به عقل و توانمندى خود و ديگران، به طور مستقل و به اختيار و توانايى خود، اعتقاد داشته و باور كرديم، لذا از درك سير نزول فيوضات از خالق حكيم، كه ذرّه‏اى از بى‏ انتهاست، از طريق ولايت و جانشين خدا عاجزيم. از اين روست پيشرفت هاى علمى را به خود نسبت داده و جز خود نمى‏ بينيم، ولى با تأمّل و تعمّق، در اصل تمام پيشرفت‏هاى مادّى و معنوى بشريّت، جز جلوه‏ گرى صفات جلال و جمال خداوند با استعداد ذاتى و توان جسمى از سوى‏ خداوند نيست، چرا كه خداوند در حديث قدسى فرموده است: "عَبْدى اطِعْنى‏ اجْعَلَكَ مَثَلى‏"

 " بنده من، مرا اطاعت كن، تا تو را مثل خودم قرار دهم.»

9.2. رابطه شب قدر با شهادت يگانه مظهر عدالت‏

       شب قدر با آن همه عظمت و مجلّاى اراده و اوامر الهى به جانشين خود در زمين، تا طلوع فجر، در سرپرستى بشر و عالم امكان، سرنوشت همگان را ورق مى ‏زند، لذا از اهمّيت ويژه‏ اى برخوردار بوده و مورد توجّه عموم بوده است، اگر در چنين شبى حادثه ‏اى رخ دهد، قطعاً آن حادثه نيز مورد توجّه قرار گرفته و مردم در پى فهم علّت حادثه، به جستجو مى ‏پردازند. از آنجا که، همگان توان درك عظمت و حوادث شب قدر را نداشته و جز اندكى، به معرفت كامل از اين شب نرسيده‏ اند، لذا حادثه‏ اى بزرگ و مهمّ مى‏ تواند، عقول و دل هاى بشر را تكان داده و آنها را از خواب غفلت بيدار نمايد، تا بر آنچه در اين شب مى‏ گذرد، توجّه نموده و امور خود را در مسير حقّ قرار دهند.

         شهادت اوّلين جانشين خاتم پيامبران در محراب مسجد توسّط مسلمانى به ظاهر مسلمان در صف نماز جماعت به نام حمايت از دين خدا، ريختن خون اسوه عدالت و يگانه رهبر عادل جهان و يار مستضعفان و شمشير خدا بر فرق دشمنان خدا، و زاهد شب و شير روز در برابر خصم دين خدا، امرى بسيار تكان دهنده است تا همواره مسلمانان و تمام بشريّت تا روز قيامت بپرسند، چه كسى كشته شد، در كجا كشته شد، چرا كشته شد، چه كسى بود، تا اوج مظلوميّت و تنهايى ولىّ خدا در بين مسلمانان!! و اوج ذلّت و دنياطلبى و دين به دنيا فروختگان به نام مسلمان، زبانزد خاص و عام گردد، غاصبان حكومت اسلامى شناخته شوند، و مسلمانان واقعى در پى برگرداندن حكومت به ولىّ خدا برآيند.

        از سوى ديگر، در 25 سال سكوت و خانه‏ نشينى ولىّ خدا، معترضى بر جان وى نبوده، امّا زمانى كه به درخواست و اصرار خود مسلمانان! حكومت را مى‏ پذيرد، و دستور خدا را در تمام اركان جامعه اجرا می کند، غاصبان حكومت اسلامى و بندگان دنيا و هواى نفس، وجود او را مانع حاكميّت و ثروت اندوزى و نظام ارباب و رعيتى و ... مى‏بينند، لذا به خيال خود با كشتن حجّت خدا، طومار دين اسلام را درهم پيچيده و از بين بردند، در حالى كه حكومت 5 ساله سراسر عدالت على عليه السلام را تا روز قيامت، براى تمام آزادگان دنيا، به عنوان نسخه عملى نظام اسلامى با رهبرى ولىّ معصوم، منشور عینی حكومت و مديريّت اسلامى گردانيد، تا مردم بدانند، در اجراى عدالت، بايد از خون خود گذشت، تا نظام عادلانه بدون ظلم و قشربندى تحقّق يابد و دين خدا استوار گردد.

       همچنین، اين‏ حادثه به مردم هشدار مى‏دهد، در جستجوى حجّت بعدى باشند تا حكومت اسلامى و عدالت فراگير را دوباره برپا كنند. هنگام تلاوت سوره قدر در پى يافتن مصداق نزول ملائكه و روح تدبّر نمایند، تا گنج‏ هاى نهفته در شب قدر به مرور با تكامل معنوى بشر هويدا گردند؛ لذا؛ با شهادت على عليه السلام در شب قدر، عدالت موضوع هميشه زنده دنيا شد، و عاملى بر جستجوى مظهر بعدى عدالت، بر بيداردلان گرديد، تا اين بار، او را يارى كنند و خانه‏نشين‏اش نگردانند.

 10.2. مفهوم  فرمایش مظهر عدالت در لحظه شهادت

       با بررسی آياتی[13]، معنى و مصداق «فوز» منحصر در كاميابى بزرگ و رستگارى كه براى غيرمعصوم موضوعيّت دارد، نمى ‏باشد. در ترجمه‏ ها، "فزتُ" رستگاری آمده است، به اين معنا، يعنى قبلا رستگار نبوده، با رسيدن به مقام شهادت، رستگارى حاصل شده است، كه با شأن غير معصوم تناسب دارد. كاميابى نيز بر غيرمعصوم كه امور دنيوى بر او لذّت‏بخش است و هدف، و در نهايت طالب بهشت و جنّات است كه از اين امور در حدّ اعلى‏ و اكمل استفاده برد، باز نوعى دنياطلبى و نفس‏ گرايى است و معامله ‏اى مادّى با خدا در انجام امور، لذا منظور حضرت از "فزتُ" اين موارد نمى‏تواند باشد، چرا كه او خدا را از ترس جهنّم و اميد به بهشت عبادت نكرده است، تا رسيدن به بهشت، چنان داراى ارزش باشد كه قسم به خداى كعبه بخورند. از سوى ديگر، اين معانى، با مقام عصمت ولىّ خدا نيز منافات دارد، زيرا فردى كه در لحظه شهادت رستگار شده باشد، يعنى قبلا نقصى از جهتى در وى بوده است كه با رسيدن به مقام شهادت برطرف گرديده است، در حالى كه ولىّ معصوم عارى از هر گونه خطا و اشتباه و نقص است و جانشينى خدا و رهبرى مردم چنين مى‏طلبد. امّا با معنى "پيروزى" براى «فَزْتُ» تمام اشكالات فوق رفع مى‏ شود، يعنى به خداى كعبه در تثبيت حكومت عدل اسلامى و معرّفى ولىّ خدا بر مردم و عدالت محورى و عادل پرورى و حكومت عادلانه و تلاش بر استقرار حكومت اسلامى تا روز قيامت با شهادت در شب قدر پيروز شدم. هم عدالت هم حجّت خدا هم شب قدر تا روز قيامت معرّفى شد، و هيچ طاغوتى توان پنهان نمودن اين سه ركن را نخواهد داشت، چون على را به خاطر عدالتش كشتند، او رفت تا عدالت زنده بماند و هر سه تا روز قيامت باقى هست. ‏در مكتب حضرت على عليه السلام سهم خواهى و امتياز و برترى گروهى خاص معنا ندارد، و بيت المال استثناء بردار نيست، خودى و بيگانه يكسان اند و برخوردارى همه از نعمت هاى الهى و ثروت عمومى اصل و پايه عدل است. لذا براى مبارزه با ظلم بايد با قدرت عدالت، وارد ميدان نبرد شد: «ضادّوا الْجُورِ بِالْعَدْلِ.»[14] زيرا عدالت، ميزان حقّ و باطل است، و ترازوى خداوند در ميان بندگان، تا بر يكديگر ستم روا نداشته، و معيارى در تشخيص ظلم از عدل و حقّ از باطل داشته باشند. شهید عدالت می فرماید: «همانا عدالت ترازوى خداوند است كه در ميان بندگان خود قرار داده و براى اقامه حقّ آن را برپا داشته است، پس با ترازوى او مخالفت نكن و در پادشاهى او برابرى منما.»[15]

 

3.  آثار عملی  نظام سازی حکومت با رویکرد مهدویّت

        با جمع بندی مضامین بسیاری از آیات قرآن و روایات در چگونگی عملکرد رهبران معصوم و غیرمعصوم و نیز دستورات الهی به حجّت خدا در زمین در هر عصر متناسب با میزان تکامل بشر، در شب قدر، دو ملاک و معیار اصلی در شکل دهی حکومت وجود دارد که فطرت انسان و عدالت می باشد، که رکن اصلی و زیربنای حکومت اسلامی را  تشکیل می دهد. همچنین، مسلّم می گردد که خداوند حکیم، جهان آفرینش  را بر اساس فطرت ذاتی انسان ها به سوی حکومت عدل جهانی سوق داده و بشریّت را با ارسال رسل و پیامبران و جانشینان معصوم آنان؛ جهت جداسازی اهل حقّ و اهل باطل در تحقّق آن هدایت می نماید.

1.3.  پذیرش مسیر فطرت تنها راه پیشرفت  و نجات جامعه از هرگونه گمراهی

        خداوند حکیم؛ با هدایت تکوینی، میل خداپرستی و تمام لوازم معرفت و شناخت حقّ و باطل را در ذات انسان قرار داده است؛ که اگر کلیه امور انسان ها در مسیر فطرت قرار گرفته و با آن مخالفت ننمایند؛ قطعا شاهد بروز ظلم و خودبیگانگی و نفی فرهنگ اصیل خود و قوّت یافتن دشمنان اسلام و ضعف و عقب ماندگی مسلمانان نخواهیم بود. آیه 30 سوره روم قرار گرفتن در مسیر فطرت و دین استوار خود را به انسان ابلاغ و عدم تغییر در آفرینش را بیان می فرماید: "فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ"

"پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن؛ این فطرتی است که خداوند، انسان ها را برآن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این آیین استواراست؛ ولی اکثر مردم نمی دانند."

2.3. اجرای دستورالعمل قرآن در ارتباط نظام اسلامی با بیگانگان

       آیه 141 سوره نساء، قانون و دستوالعمل نظام اسلامی و کلیه امور مرتبط با بیگانگان هست: "وَلَن يَجْعَلَ اللَّـهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا"

"و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است"

       خداوند حکیم در قرآن، ویژگی اخلاقی یاران رسول خدا و نوع برخورد مسلمانان و حاکمان نظام اسلامی با کفّار را در آیه 29 سوره فتح  معیّن فرموده و سرسختی را در برابر کفّار و مهرورزی را در برابر مسلمانان به عنوان دستورالعمل دستگاه دیپلماسی حکومت  فرموده است:

"مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّـهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ..."  

"محمّد صلّی الله علیه وآله فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند..."

       با تدقیق در آثار عملی این دستور حکیمانه؛ ایجاد وحدت و یکدلی و انسجام در بین مسلمین  جهان مشهود بوده و موجب وحدت رویّه و افزایش قدرت دفاع مسلمین بدون تأثیرگذاری مرز جغرافیایی در دفاع از اسلام می شود. بعد از انقلاب اسلامی ایران، این ویژگی با بیداری اسلامی به عنوان اصل پایه در روابط بین الملل مسلمانان با کفّار حربی و غیرمسلمانان معاند با اسلام تحقّق یافته است.

اين آيات نحوه ارتباط و هرگونه فعّاليّت و رفتار و مذاکره و قانونى كه راه تسلّط بيگانگان را بر مسلمانان باز نمايد شامل شده، و تمام حيطه‏ هاى ‏اقتصادى، سياسى، فرهنگى، اجتماعى و... را در برداشته و تکلیف کارگزاران حکومت اسلامی در برخورد با غیرمسلمانان را معیّن نموده و فصل الخطاب هرگونه ارتباط مسلمین با غیرمسلمانان  می باشد.

3.3. پذیرش دستور قرآن در تعیین تکلیف مردم در اطاعت و مرجع اختلافات

       آیه 59 سوره نساء و چندین آیه دیگر جهت حفظ وحدت مردم و پرهیز از هرگونه تفرقه و اعمال قدرت صاحبان زر و زور و قدرت و سلایق شخصی و گروهی، تکلیف اطاعت مردم و مرجع رفع اختلافات را تعیین فرموده است: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا"

"ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید؛ این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است."

          این آیه دستورالعمل قوای مقنّنه و مجریّه و دستگاه قضایی و انتظامی و اطلاعاتی حکومت اسلامی و عموم مردم می باشد که جهت پیشبرد اهداف اسلام؛ جز اطاعت از خدا و رسول او و جانشینان معصوم پیامبر خدا از احدی اطاعت نکرده و در قضاوت و اختلافات به خدا و پیامبر او مراجعه نمایند. در آخر آیه؛ ویژگی کسانی که اختلافات خود را به خدا و رسول او ارجاع می دهند؛ ایمان به خدا و روز قیامت بیان می فرماید که تلویحا اشاره لطیفی است به این که اگر در اختلافات به مرجعی دیگر رجوع کردند به خدا و روز قیامت ایمان ندارند.

4.3. پذیرش و اجرای نظارت همگانی ضامن بقاء و سلامتی جامعه اسلامی

        در آیه 71 سوره توبه[16] ولايت مؤمنان بر يكديگر و اجازه امر به معروف و نهی از منکر از سوی خدا اعلام شده است: "مردان و زنان مومن بعضى از ايشان اولياء بعض ديگرند امر به معروف و نهى از منكر مى ‏نمايند و نماز به پا مى‏ دارند و زكات مى ‏پردازند و خدا و رسول اش را اطاعت مى ‏كنند."

        لازمه امر به معروف و نهى از منكر، قيام بندگان به وظيفه عبوديّت و خضوع نسبت به پروردگار يعنى نماز و قيام به وظيفه دستگيرى از فقرا يعنى پرداخت زكات و نيز اطاعت خداوند و رسولش و احیاء همه دستورهاى دينى است. در این آيه ولايت داشتن مؤمنان بر يكديگر ثابت مى ‏گردد. ترتيب عبارت در آيه فوق نیز نكته ظريفى را مى ‏رساند و آن اين كه دو فريضه امر به معروف و نهى از منكر، از ايمان به خدا و اقامه نماز و اداء زكات و اطاعت خدا و رسول او اولى تر بوده و بيانگر اين است كه اين دو واجب، ضامن نظام سازی حکومت اسلامی در حوزه های مختلف و نیز گسترش و اجراى احکام شرعی در جامعه هست.

5.3. پذیرش سیره عملی مولای متقیان در نفی ویژه خواری و انحصارطلبی  

        وقتى برخی مسلمانان و خواص به دنبال کسب سهم خواهی و ویژه خواری؛  با تندى به حضرت علی علیه السلام گفتند كه چرا در تقسيم بيت المال ميان همه مساوات مى كند و سابقه و شرافت افراد را در نظر نمی گيرد؛ فرمود: " آيا به من امر مى كنيد تا با ستم كردن در حقّ كسانى كه بر آنان حكومت دارم پيروزى بجويم؟! به خدا سوگند تا شب و روز مى آيد و مى رود، و ستاره به دنبال ستاره حركت مى كند دست به چنين كارى نمى زنم. اگر مال از خود من بود همه را در پرداخت كردن برابر مى داشتم تا چه رسد به اين كه مال، مال خداست! بدانيد كه پرداخت مال در غير موردش تبذير و اسراف است، و اين كار شخص را در دنيا سربلندى مى دهد ولى درآخرت موجب  سرشكستگى است، او را در ديده مردم با ارزش امّا نزد خداوند خوار مى كند. كسى مالش را در برنامه غير حقّ و نزد غير مستحقّ صرف نكرد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزارى همان مردم محروم كرد، و محبّت شان متوجه غير او گشت، و اگر روزى قدمش بلغزد و به يارى آنان نيازمند شود همان مردم بدترين دوست و پست ترين رفيق خواهند بود."

 

6.3. پذیرش و تلاش در کسب لقمه حلال و طیّب حاصل درآمد مشروع

       یکی از قوانین اصلی هر نوع تجارت و کسب و کار؛ درآمد حلال هست؛ به طوری که  لقمه حلال یکی از موضوع های مؤکّد در متون دینی اسلام بوده و از ارکان اصلی و عنصر تأثیرگذار در تربیت فرزند و تزکیه نفس و رهایی از بسیاری از گرفتاری های دنیوی و اخروی می باشد. قرآن در آیه 168 سوره بقره؛ با بلاغت و ایجاز؛ اجازه خوردن هر چه حلال و طیّب در زمین هست؛ صادر و دستور عدم پیروی از وسوسه های شیطان را اعلام فرموده است. بدیهی است؛ دستیابی به آنچه در زمین حلال و طیّب است؛ جز از راه درآمد حلال و مشروع قابل دستیابی نیست:" يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ"

"ای مردم! از آنچه [از انواع میوه ها و خوردنی ها] در زمین حلال و پاکیزه است، بخورید و از گام های شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او نسبت به شما دشمنی آشکار است."

7.3. عمل به دستور قرآن در تحریم ربا از بازار و تجارت مسلمانان

       قرآن در آیه 276  سوره بقره، عاقبت درآمد و ثروت و سود ناشی از ربا را نابودی و افزایش اموال را نتیجه صدقه اعلام می فرماید:

"یمْحَقُ اللَّـهُ الرِّ بَا وَيُرْ بِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ

"خداوند، ربا را نابود می کند؛ و صدقات را افزایش می دهد و خداوند، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکاری را دوست نمی دارد."

       همچنین؛ خداوند علیم در آیات 278 و 279 سوره بقره[17] ربا را جنگ با خدا عنوان نموده است: "ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگرچنین نمی کنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایه های شما، از آنِ شماست [ اصل سرمایه، بدون سود]؛ نه ستم می کنید، و نه بر شما ستم وارد می شود."

       آنچه مسلّم هست این که؛ خدا در آیات متعدّد ربا را حرام نموده و اموال به دست آمده از ربا را نیز حرام اعلام نموده است؛ ولی تا زمانی که  دستورات متعالی قرآن در عمل پیاده نشود؛ اقتصاد اسلامی تحقّق نمی یابد. نتیجه عمل به این آیات؛ درآمد مشروع وکسب لقمه حلال هست؛ که در متون دینی سفارش های فراوانی شده و فقط اقتصاد بدون ربا؛ اقتصادی سالم و عادلانه بوده و می تواند منشاء پیشرفت و توسعه اقتصادی و رفاه عمومی در جامعه گردد.[18] تاکنون؛ ساز و کارهای قانونی جهت حذف ربا از اقتصاد کشور تدوین و اجرا نشده و هنوز اقتصاد اسلامی در کلام باقی مانده و اقتصاد غربی تعیین کننده سرنوشت اقتصاد کشور و رفاه مردم هست؛ لذا، شاهد رکود و بن بست و  سختی معیشت مردم هستیم.     

8.3. توجّه به تحریم ظلم و آثار حقّ الناس در آخرت

       آیات 74 و 75 سوره طه[19] برای هشدار به انسان ها و عدم انحراف از مسیر خدا؛ عاقبت خطاکاران و مؤمنان را بعد از حسابرسی پای میزان خدا اعلام می دارد"

"هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست؛ در آن جا، نه می میرد و نه زندگی می کند"

       بنابراین؛ انسان ها در دنیا نمی توانند؛ به طور دلخواه عمل نموده؛ و در انتخاب نوع زندگی صرفا به خواسته های هوای نفس عمل نمایند؛ زیرا؛ نحوه زندگی دنیوی؛ نوع و مکان حیات اخروی را رقم می زند؛ لذا؛ انسان؛ مختار آفریده شده تا از دو نوع زندگی خدایی و یا شیطانی یکی را انتخاب نماید. این دو زندگی نافی هم بوده و به هر میزان، بودن یکی؛ دیگری را از زندگی فرد حذف می کند.

 

9.3. حقّ الناس قانون خدا در پیشگیری از ظلم و ضامن دادخواهی مظلوم

         خداوند حکیم و مدبّر؛ قانونی به نام حقّ الناس قرار داه است؛ تا انسان ها از هرگونه تعدّی و تجاوز به حقوق یکدیگر خودداری نمایند. مجازات دنیوی و اخروی نیز منظور نموده تا ضامن اجرایی این قانون حکیمانه و عادلانه و تداوم نظم او و پایداری عدالت اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی و ... باشد. بدیهی است میزان و نوع مجازات با میزان و نوع ظلم و حقّ الناس تعلّق گرفته متناسب بوده و در پیشگاه خداوند و اجرای عدالت؛ حقّ احدی ضایع نمی گردد.[20]

 

4. پیشنهادهای  راهبردی :

       با توجّه به ماهیّت انقلاب اسلامی ایران و تحقّق نظام ولایت فقیه و هموارسازی مسیر ظهور عدالت گستر جهان و معضلات اصلی کشور در دو دهه اخیر و عوامل بازدارنده از پیشرفت واقعی کشور و ممانعت از ترسیم غیرواقعی از میزان موفقیّت و توسعه و پیشرفت کشور در برخی حوزه ها و عرصه ها، پیشنهادهای زیر در بخش های مختلف براساس آخرین یافته های علمی و میدانی نگارنده در بیش از 15 سال پژوهش و رصدهای علمی در معضلات زیربنایی و ساختاری مدیریّت کلان و دستگاه قضایی و امور فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و تربیتی کشور ارائه می گردد.

       آنچه مسلّم گردیده است این که، تاکنون، نظام سازی مورد نظر اسلام و نظام مبتنی بر مهدویّت، در بسیاری از حوزه ها از جمله امور قضایی و در بخش هایی از امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و تربیتی نه تنها پیشرفت حداکثری حاصل نشده، بلکه، فرهنگ اصیل ایرانی آمیخته با فرهنگ اسلامی قبل از انقلاب در ایران نیز در دو دهه اخیر کاهش با سیر نزولی داشته است[21] که صرفا عمل به اقتضائات نظام مبتنی بر مهدویّت که به اختصار، برخی در ذیل اشاره می شود، می تواند چاره ساز کاهش فساد در حدّ هشدار فعلی و رفع موانع جدّی از پیشرفت کشور در حوزه ها و عرصه های مختلف کشور گردد:  

ارکان و مدیریّت کلان کشور

1.حذف هرگونه گروه بندی از جامعه و حاکمیّت حزب سالاری و شخصیّت گرایی در ارکان و مدیریّت کلان کشور( مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، مجلس شورای اسلامی، قوّه قضاییّه و مجریّه، سران قوای سه گانه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و ... ) به دلیل مغایرت با آیات و روایات متعدد و سیره پیامبر و ائمه علیهم السلام[22]و عامل اصلی بروز اختلاف[23] در کشور و شیوع ویژه خواری و انواع فساد پیدا و پنهان در جامعه و کاهش اعتماد عمومی و حاکمیّت نامرئی اهداف و برنامه های دشمنان اسلام و انقلاب در کشور.  

2. ممنوعیّت قانونی هرگونه عضویّت و فعالیّت و هواداری و کمک مالی و... در  احزاب و گروه های سیاسی، برای طلّاب و روحانیّون و حوزه های علمیّه و مراکز وابسته به حوزه علمیّه با استفاده از نام و اعتبار و بودجه و لباس روحانیّت. 

3. عدم اعلام علنی موضع و حمایت از نامزد موردنظر در انتخابات از سوی علماء و مراجع تقلید و مراکز وابسته به حوزه علمیّه از جمله جامعه مدّرسین حوزه علمیه قم و ...[24] 

4. علاوه بر ممنوعیّت اعلام موضع نامزد مورد نظر در انتخابات کشور، ممنوعیّت قانونی برای سران قوای سه گانه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و ریاست و اعضای مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی از هرگونه عضویّت و فعالیّت و هواداری و کمک مالی غیرمستقیم و ...، در احزاب و گروه های سیاسی، که مخلّ عدالت بوده و لازمه سمت های مذکور دارا بودن مراتبی از عدالت می باشد.

5. ممانعت دائم و قانونی از خروج مدیریّت مستقیم شورای عالی امنیّت ملی کشور از ولایت فقیه به ریاست جمهور یا هر مقام دیگر

تحوّل دستگاه قضایی کشور

6. تحوّل در مدیریّت دستگاه قضایی کشور از مدیریّت تک نفره به شورای عالی مدیریّت قضایی، حدود 12 نفر بدون هرگونه سابقه عضویّت و فعالیّت در احزاب و گروه های سیاسی بعد از انقلاب و نیز مسلّط به معضلات موجود قوه قضائّیه و ریشه های بروز انواع فساد و دلائل استثناپذیری جرم و مجرم در کشور؛ متشکل از 5 نفر فقیه عادل در علوم قضایی و 4 نفر حقوق دان عادل و 2 نفر قاضی و مدیر قضایی عادل و مجرّب با ابلاغ 5 ساله به ریاست یکی از اعضاء شوراء یا خارج از شورا با انتصاب ولایت فقیه و با عضویّت وزیر دادگستری. تأئید صلاحیّت رؤسای کل دادگستری و دادستان کل کشور و استان ها از جمله وظایف این شورا.

7. بازنگری و اصلاح کلیه قوانین و مقررات قضایی و مورد استناد در آراء قضایی با هدف تطابق کامل با اسلام و اجرای عدالت قضایی در محاکم و رعایت حقوق مردم توسط تیمی متشکل از حوزه علمیّه و  قوه قضائیّه و مجلس شورای اسلامی

8. بازنگری در تشکیلات قوه قضائیه و حذف تشکیلات و سمت های موازی و فاقد تأثیر حداکثری در ایجاد عدالت و حفظ حقوق مردم و نیز تجمیع حفاظت و اطلاعات و حراست شهرستان و استان و قوه قضائیه به یک مرکز با شرح وظایف مدوّن در قوه قضائیه، با راه اندازی سامانه جامع و مانع گزارش و شکایات مردمی به طور رایگان، با بازنگری در مقررات و شرح وظایف و بررسی علل ناکارآمدی آنها در جلوگیری از انواع فساد در قوه قضائیه و کشور. هرگونه توسعه تشکیلات با هزینه بیت المال، به جای دیوان سالاری، باید منجر به عدالت و رفع مشکلات مردم گردد.

9. اعمال شرط عدالت در گزینش کلیه عوامل دخیل در صدور رأی قضایی و کلیه مدیران قضایی مطابق با مفهوم و مصداق عدالت و داوری در قرآن و روایات[25]

10. حذف اخذ هزینه از خدمات الکترونیک قضایی از مردم و کاهش هزینه های وکالت و دادرسی قضایی

11. بازنگری و اصلاح روش ها در تربیت قاضی و وکیل در حوزه و دانشگاه

12. اجرای کامل و بدون استثناء قانون مجازات اسلامی و ایجاد هزینه سنگین برای قضات و سایر عوامل قضایی در تخلفات و تبانی و ... و جرائم منجر به خسارت طرف پرونده علاوه بر جبران خسارت

تحوّل  اقتصادی کشور    

13. بازنگری در تشکیلات مرتبط با امور اقتصادی و تجاری و بانکی کشور و حذف تشکیلات موازی یا مانع رفاه عمومی و پیشرفت اقتصادی کشور، با هدف حذف اقتصاد غربی  و تدوین و بومی سازی نظام اقتصادی بر اساس احکام قرآن و روایات

14. تجمیع الگوهای اقتصادی حضرات آیات شاه آبادی و خمینی و خامنه ای و جوادی آملی متناسب با اقتضائات دهه پیش رو  و معضلات و امکانات فعلی کشور

15. حذف ربا و دلالان فاقد شغل تجاری از چرخه مالی و تجاری کشور از جمله بانک ها و قوه قضائیه و...؛ و تثبیت اقتصاد بدون ربا و دلالی پنهان و غیرشرعی

16. مشروط نمودن انتخاب وزیر اقتصاد به تسلّط به قوانین و احکام اقتصاد اسلامی

17. بکارگیری تمام امکانات مالی و...کشور و تعیین وظیفه اصلی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهور و تیم اقتصادی دولت به افزایش حداکثری رفاه عمومی مردم و ممانعت قانونی از تقسیم جامعه به فقیر و غنی و عدم برخورداری اکثریّت مردم از ثروت های عمومی و تحمّل زندگی با حداقل امکانات با اشباع سرمایه های ملّی در انحصار عده ای خاص به نام بخش خصوصی و اجرای اصل 144

تحوّل فرهنگی کشور

18. اصلاح وضعیّت پژوهش و ممانعت از اعمال سلایق گروهی و شخصی فاقد  وجاهت علمی در مراکز پژوهشی دولتی و ... و رفع موانع از مسیر تولید علم در حوزه و دانشگاه و اصلاح جایگاه محقّقان و مؤلفان مولّد علم  متناسب با جایگاه علم و عالم در اسلام

19. جایگزینی قانونی و عملی و فرهنگ سازی حاکمیّت اصل شایسته سالاری در ارکان نظام و مدیریّت خرد و کلان کشور

20. حذف حضور رؤسای قوه قضائیّه و مقنّنه و ایجاد ضمانت اجرایی مصوّبات شورا با مشروط نمودن عضویّت در شورا، به عدم هرگونه وابستگی و عضویّت و فعالیّت و هواداری از احزاب و گروه ها و شخصیّت های سیاسی و نیز شجاعت علمی و  احراز تسلّط علمی بر فرهنگ اسلامی و اقتضائات فرهنگی در پیشگیری از نفوذ فرهنگی دشمن و رفع  معضلات ناشی از جنگ نرم در کشور با توان تدوین قوانین و مقررات جامع و مانع در کاهش و یا حذف معضلات فرهنگی کشور در عرصه های مختلف به ویژه آثار ماندگار و مؤثر در افکار عمومی

21. بازنگری در تشکیلات و مصوّبات شورای عالی انقلاب فرهنگی به ویژه در خصوص حجاب و اصلاح و وضع قوانین و مقررات جامع و مانع فرهنگی کشور بعد از تغییرات مذکور در بند فوق 

22. خروج قانونی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از اختیار و مدیریّت احزاب و گروه ها و شخصیّت های سیاسی

23. شناسایی سربازان جنگ نرم به ویژه در فضای مجازی و افزایش کارآیی با حمایت مادی و معنوی و تأمین امنیّت  آنها

24. مشروط نمودن انتخاب وزرای وزارت علوم و آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی، به تسلّط به علوم دینی و فرهنگ اسلامی و عدم وابستگی به احزاب و گروه های سیاسی و  حتّی الامکان دارای تحصیلات حوزه و دانشگاه

تا وقتی همچون گذشته، فاصله بین محقّقان و مسئولین تصمیم گیر کشور، تداوم یافته و راهکارها در حدّ نوشتن و گفتن باقی مانده و عملی نگردد، هر راهکاری بی نتیجه خواهد ماند.



پانوشت ها

[1] اکمال الدین، ج 1، ص20، مقدمه مؤلّف

[2]  اكمال الدين، ج 2، باب 45: "وَامّا الْحودِثُ الواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها الى‏ رُواةِ حَديثُنا فَانَّهُمْ حُجَّتى‏ عَلَيْكُمْ وَ انَا حُجَّةُاللَّهِ عَلَيْهِمْ؛

[3] سيماى حضرت مهدى (عج) در قرآن در پرتو روايات، سيد جواد رضوى پاييز 1382 مؤسسه انتشاراتى موعود اسلام، به 142 آيه اشاره نموده است.

[4] اكمال الدين و النعمة، ج 2، باب 588

[5] "...وَما أَدْراك ما لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمرٍ* سَلامٌ هِىَ حَتّى‏ مَطْلَعِ الفَجْرِ."

[6] بر كرانه قدر، طالقانى، سيّد هدايت‏اللَّه، ص 140 چاپ اوّل 1377 مركز نشر راسخون. و نیز اصول كافى، ترجمه 1/ 55 به بعد ح 1 و 2

[7] اصول كافى، ترجمه 1/ 360/ 3

[8] «انَّما يَأْتى‏ بِالْامْرِ مِنْ اللَّهِ فِى لَيالى‏ الْقَدْرِ الى‏ النَّبى‏ وَإلى‏ الاوصياء» اصول كافى عربى 1/ 242 باب شأن انّا انزلناه-/ ترجمه/ 350، ح 8

[9] همان 1/ 360/ 4 و نیز بر كرانه قدر، ص 145

[10] برکرانه قدر، ص 147

[11] همان ص 152

[12] بر کرانه قدر،  ص 217

[13] از جمله سوره غافر، آيه 9 و  سوره جاثيه، آيه 30               

[14] الحياة 6/ 348؛ ترجمه الحياة 6/ 525

[15] «انَّ الْعَدْلِ مِيزانَ اللَّه الّذى‏ وَضَعْه فِى الْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِاقامَةِ الْحَقِ‏ فَلا تَخالِفُهُ فِى ميزانِهِ وِلَا تُعارِضُهُ فِى سُلْطانِهِ.» نهج البلاغه ترجمه محمد دشتى، ص 126، ج 1697

[16] "وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»

[17] "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَذَرُ وا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّ بَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْ بٍ مِّنَ اللَّـهِ وَرَ سُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُ ءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ"

[18] چنان که بعد از انقلاب با ماهیّت اسلامی در بانک ها و قوه قضائیه و راهنمایی رانندگی و... طبق مقررات مصوّب ربا اخذ شده  و اعتراض علماء و مردم متدیّن مانع ربا نشده و ورود چنین پول هایی به چرخه مالی بانک ها پول مردم را مخلوط به حرام نموده است.

[19] "إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَ بَّهُ مُجْرِ مًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى وَمَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَـئِكَ لَهُمُ الدَّرَ جَاتُ الْعُلَى"

[20] .المحاسن، ج 1، ص7 : حضرت علی علیه السلام[20] در توضیح مصادیقی از حقّ الناس می فرماید: "خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم گر چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد، ...خداوند تقاصّ بندگان را از یکدیگر می گیرد، تا جایی که هیچ کس نزد دیگری مظلمه ای نداشته باشد، آن گاه ایشان را برای حسابرسی می فرستد."

[21] بسیاری از متدینیّن و مدافعان نظام و انقلاب و نیز کمترمذهبی وغیرمذهبی های میانسال و بالای 40 سال با مقایسه وضعیّت فعلی با قبل از انقلاب؛ از مدافعین نظام و انقلاب و...؛ و نیز نگارنده می پرسند حوزه علمیه قبل از انقلاب هزاران ستاره و فقیه جامع الشرائط و روحانی عادل و امام خمینی و مطهری و بهشتی و ... و آموزش و پرورش و دانشگاه  قبل از انقلاب، رجایی و ... تربیت کرد،

نسل اول انقلاب تربیت شده قبل از انقلاب بودند که در پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی نیز حماسه آفریدند؛ نظام جمهوری اسلامی چه تربیت کرده است مواد مخدر و فساد و... قبل از انقلاب نیز بود؟ پاسخ به سوالات زیر در آسیب شناسی  وضعیّت موجود و موانع پیشرفت مؤثر هست:

 در سه دهه گذشته حوزه های علمیّه کشور، چند فقیه جامع الشرائط و قاضی عادل و مدیریت قضایی عادل و فقیه در اقتصاد اسلامی با توان مدیریّت کلان اقتصادی و یا حداقل چند امام جماعت عادل و چند مدیر عادل و فقیه برای مدیریّت حوزه علمیه و.... تربیت کرده است؟ آیا مراحل رسیدن به مرجعیّت عامه مردم و تأئید شدن از سوی علماء همچون قبل از انقلاب انجام می گیرد، یا استخدام دین به دنیا فروشان، و نام و اعتبار مرجع تقلید، ابزار نفوذ دشمن به باورها و اعتقاد دینی مردم شده و با دفاتری در کشور با آزادی کامل، مشغول حراج و بازی با دین و ایمان مردم و موجب کاهش

اعتماد مردم به روحانیّت و مراجع تقلید و فتاوا شده تا جایی که با سیر صعودی، برخی اقدام به عمل به فهم خود از احکام شرعی نموده و از پرداخت خمس و... امتناع می ورزند.

آیا فرهنگ حاکم در حوزه های علمیّه و مشغولیّت اکثر روحانیون و طلّاب قبل و بعد از انقلاب چه بوده است؟

چرا بازی های حزبی و سیاست بازی و قدرت طلبی و جنگ قدرت به حوزه علمیّه و سران قوای سه گانه و... کشیده شد و مردم ایران و جهان، با عنوان و لباس روحانیّت و ظاهر متدیّن شاهد فجایعی شده و هستند

که قبل از انقلاب به اندازه انگشتان دست نیز شاهد مثال نداشت و اعتماد قبل از انقلاب به روحانیّون و مذهبی ها در حال کاهش روز افزون هست؟ آیا سهم امام با همان دید فقهی و محدود بودن مصادیق مصرف همچون قبل از انقلاب هزینه شده و ذی طلبگی در طلاب و حوزه های علمیّه و مدیریّت همچون قبل از انقلاب تداوم دارد؟ آیا ملاک های گزینش و تربیت روحانی همچون گذشته هست؟ انگیزه های واقعی دو دهه اخیر در ورود به حوزه علمیه چیست؟

چه عواملی موجب رسوخ فرهنگ مدرک گرایی و حذف ارزشمندی توان علمی واقعی طلبه و حذف نظام قدیم آموزشی شده و در مدیران ارشد حوزه علمیه تصمیم سازی نمود که تمام همّ و غمّ طلبه برای گذراندن واحد و ترم و کسب نمره قبولی و... بگذرد؛ آیا همین مسئله موجب تفاوت فاحش میزان تدیّن و توان علمی و تبلیغی روحانی قبل و بعد از انقلاب نبوده است؟  

آموزش و پرورش و دانشگاه ها با کدام روش تربیتی دانش آموز و دانشجو تربیت می کنند؟

آیا قبل از انقلاب تظاهر به دین داری و فاصله فاحش قول و عمل و کمبود صداقت در بین عامه مردم حتی مسئولین سطوح پائین و متوسط موضوعیّت داشت، یا فرهنگ بعد از انقلاب و عامل اصلی کاهش اعتماد عمومی بین مردم و بین مسئولین و دامن گیر ضغیر و کبیر کشور شده و عامل اصلی بسیاری از طلاق ها و برکناری از سمت و... بوده است.

آیا فرهنگ غربی با پیاده نظام دشمن از خودی، پس از وقوع انقلاب، وارد حوزه های علمیه و دانشگاه ها و آموزش و پرورش نشده که زحمات خانواده های متدیّن با ورود فرزندان شیعه ایرانی، تبدیل به اسلحه دشمن و مبلّغ فرهنگ غربی و غیراسلامی و متخصص در علوم مختلف غربی حتی انواع مدیریّت کلان و علوم سیاسی و اقتصادی و تربیتی و آموزشی می شوند که اسلام خود در این زمینه ها نظام سازی خاص دارد؟

این مسائل معضل زیربنایی و ساختاری و اصلی کشور و از جمله عوامل بازدارنده از پیشرفت شده است.

آنچه محرز هست، نقشه دشمن در ایجاد تفرقه و و دو دستگی و حذف یکدلی و صداقت و یکرنگی و وحدت در بین مردم و مسئولین نظام با استفاده از ترفندهای روانشناسی و جامعه شناسی موفق بوده و به نام آزادی و حقوق شهروندی و...، حزب سالاری و گروه گرایی را بعد از انقلاب به دست خودی های کوتاه فکر عافیت طلب، تثبیت نموده که حال، منشاء کلیه مشکلات اصلی و فرعی کشور، حاکمیّت حزب و گروه های سیاسی در ارکان و مدیریّت کلان و پست های کلیدی کشور شده است و با تغییر رئیس جمهور و وزیر و مدیرکل و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ...، کلیه اوضاع زیرمجموعه خود و عزل و نصب ها و... را  با نظرات  حزبی و گروهی (از جمله جریان اصلاحات قبلا به نام کارگزاران و دوم خردادی) خود هماهنگ نموده و کلیه بیت المال و ثروت عمومی و همه گونه رفاه در اختیار آنها قرار گرفته و آگاهانه و ناآگاهانه با دشمنان اسلام و انقلاب همسویی می نمایند، لذا، اعتماد مردم را نسبت به مسئولین نظام کاهش داده اند، ولی اکثریّت مردم  همچنان با تحمل سخت ترین فشارهای اقتصادی و سیاسی و کمبود آزادی پس از بیان منتقدین وضعیت موجود و دفاع از اسلام و انقلاب و نظام ...، منتظر تغییرات بعدی مدیریّت کلان می مانند.

این همه حاکمیّت حزبی در حالی است؛ که آیات قرآن و روایات متعدد به شدّت با هر گونه حزب گرایی و تفرقه و گروه بندی جامعه مخالف بوده و با صراحت با اعلام وعده عذاب  منع نموده است.

[22]  اطلاعات بیشتر در مقاله  "حزب گرایی و عواقب آن در قرآن و روایات تفسیری" از نگارنده، رساله کارشناسی ارشد  دانشگاه

[23] آیه قرآن نیز در آیه 37 سوره مریم و آیه 65 سوره زخرف عامل اختلاف در جامعه را احزاب و گروه ها که موجب تفرقه بین مردم می شوند دانسته است. بنابر نهی گروه بندی در قرآن و شواهد عینی از منشاء اختلافات بین مردم؛ روشن هست که احزاب همواره در مقابل اهل حقّ قرار گرفته و با حقّ مقابله می کنند که وعده عذاب خدا هم در آیه 65 و  159  سوره انعام  نیز از همین جهت بوده است.

[24] بنابر شواهد سه دهه انتخابات در کشور؛ بعد از حمایت؛ نامزد مربوطه با نشر موضع علماء و مراجع و... حوزه علمیّه برای اعتبارسازی خود؛ و انجام خلاف شرع و قانون، علاوه بر کاهش اعتماد مردم به مسئولین؛ با تلقّی امیال دنیوی و شرکت مستقیم در اعمال نامزد مورد حمایت؛ موجب کاهش اعتماد و دوری مردم از علماء شده است. جریان فتنه 88 یکی از موارد بسیار تلخ برای مردم و نقطه سیاهی در عملکرد برخی علماء و مراجع تقلید و برخی حوزه های علمیه بود. 

[25] اطلاعات بیشتر در مقاله " آسیب شناسی اجرای عدالت در قوه قضائیه با تبیین وضعیت نظام سازی قضایی در ایران و ارائه راهبرد مبتنی بر آموزه های دینی" از همین قلم

6. فهرست منابع

1.وطنی، منصوره، علل ظهور امام زمان عجّ الله فرجه، سال 89  ، نشر وفا

2. طالقانی، سيّد هدايت‏اللَّه، بر كرانه قدر، طالقانى، ص 140 چاپ اوّل 1377 مركز نشر راسخون.

ثبت شده توسط : منصوره وطنی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی