کد خبر : 70740

اصول حاکم بر امور انسان ها در قرآن

سبک زندگی حسینی - قوانین حاکم بر کلیه امور انسان ها در قرآن (3)

در قرآن؛ علاوه بر حکم امور خاص در زندگی انسان ها از جمله امور اقتصادی و سیاسی و تربیتی و اخلاقی و...؛ اصولی کلی؛ حاکم بر تمام زندگی انسان ها آمده است؛ تا در سایه آنها؛ امکان اجرای سایر احکام الهی فراهم گردد؛ که جهت رعایت اختصار به مهم ترین آنها با گستره جهان آفرینش اشاره می شود:


سبک زندگی حسینی - قوانین حاکم بر کلیه امور انسان ها در قرآن

در قرآن؛ علاوه بر حکم امور خاص در زندگی انسان ها از جمله امور اقتصادی و سیاسی و تربیتی و اخلاقی و...؛ اصولی کلی؛ حاکم بر تمام زندگی انسان ها آمده است؛ تا در سایه آنها؛ امکان اجرای سایر احکام الهی فراهم گردد؛ که جهت رعایت اختصار به مهم ترین آنها با گستره جهان آفرینش اشاره می شود: 

حاکمیّت حکومت خدا بر همه جهان آفرینش

خداوند لایزال و نامتناهی حاکم بر همه جهان آفرینش بوده و آنچه در جهان انجام می شود؛ با تدبیر مدبّر عالم تحقّق می یابد. لذا؛ اصل حاکمیّت خدا بر همه امور انسان ها باید سرلوحه کلیه امور قرار گیرد؛ تا مطابق با قوانین آخرین دین الهی که برنامه زندگی بشری است؛ برنامه ریزی و عمل گردد. چنان که قرآن در آیه 41 سوره رعد به این مهم اشاره و قدرت و اراده لایزال خدا در اجرای احکام خدا را اعلام می دارد:

"أَوَلَمْ یَرَ وْا أَنَّا نَأْتِی الْأَرْ ضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَ افِهَا وَاللَّـهُ یَحْکُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَهُوَ سَرِ یعُ الْحِسَابِ"

"آیا ندیدند که ما پیوسته به سراغ زمین می آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم می کنیم؟! (و جامعه ها، تمدّن ها، و دانشمندان تدریجاً از میان می روند.) و خداوند حکومت می کند؛ و هیچ کس را یارای جلوگیری یا ردّ احکام او نیست؛ و او سریع الحساب است."

عاقبت نحوه زندگی دنیوی در روز قیامت

آیات 74 و 75 سوره طه برای هشدار به انسان ها و عدم انحراف از مسیر خدا؛ عاقبت خطاکاران و مؤمنان را بعد از حسابرسی پای میزان خدا اعلام می دارد:

 "إِنَّهُ مَن یَأْتِ رَ بَّهُ مُجْرِ مًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَى وَمَن یَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَـئِکَ لَهُمُ الدَّرَ جَاتُ الْعُلَى"

"هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست؛ در آن جا، نه می میرد و نه زندگی می کند"

بنابراین؛ انسان ها در دنیا نمی توانند؛ به طور دلخواه عمل نموده؛ و در انتخاب نوع زندگی صرفا به خواسته های هوای نفس عمل نمایند؛ زیرا؛ نحوه زندگی دنیوی؛ نوع و مکان حیات اخروی را رقم می زند؛ لذا؛ انسان؛ مختار آفریده شده تا از دو نوع زندگی خدایی و یا شیطانی یکی را انتخاب کند. این دو زندگی نافی هم بوده و به هر میزان بودن یکی؛ دیگری را از زندگی فرد حذف می کند.

تحریم هرگونه ظلم

در اسلام خداوند حکیم و مدبّر؛ برای تحقّق نظم و عدالت در جامعه؛ هرگونه ظلم به دیگران را منع نموده و در آیات متعدّدی به ظالمان هشدار داده و وعده عذاب دنیوی و اخروی داده است. چنان که قرآن در آیه 281 سوره بقره حسابرسی روز قیامت را هشدار و بازگرداندن نتایج اعمال هر فردی را بدون هرگونه ظلمی اعلام می فرماید:

"وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّـهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ"

"و از روزی بپرهیزید (و بترسید) که در آن روز، شما را به سوی خدا بازمی گردانند؛ سپس به هر کس، آنچه انجام داده، به طور کامل باز پس داده می شود، و به آنها ستم نخواهد شد. (چون هر چه می بینند، نتایج اعمال خودشان است.)"

همچنین؛ قرآن در آیه 58 سوره احزاب؛ آزاررسانی به مؤمنان را منع و گناهی بزرگ شمرده که در آیات زیادی برای مرتکبین؛ وعده عذاب داده شده است:

"وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا"

و کسانى که مردان و زنان مؤمن را بى آنکه مرتکب [عمل زشتى ] شده باشند آزار مى رسانند، قطعاً تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفته اند.

عدم پذیرش عذر ظالم در پای میزان خدا

اگر عذر ظالم پای میزان پذیرفته می شد؛ حقّ مظلوم پایمال می شد؛ چون ظالم در دنیا ظلمی را بر بندگان خدا روا داشته و حقّ فرد یا افرادی را تصاحب نموده که موجب گشایش در کار یا افزایش مال و ثروت و... ظالم شده ولی مظلوم در دنیا به جهت همین ظلم؛ دچار گرفتاری و خسارت شده و از نعمت هایی بی بهره مانده است؛ در پیشگاه عدل خدا؛ روا نیست بندگان خدا؛ هم در دنیا ظلم و خسارت ببینند هم در آخرت از احقاق حقّ خود بی نصیب بمانند و ظالم با پذیرش عذر گناهش بخشیده شده در سرای آخرت نیز؛ متنعم گردد. خدا ظلم را به اندازه خردلی باشد جزا می دهد؛ لذا؛ قرآن در آیه 57 سوره روم؛ عذاب خدا را هشدار داده که پشیمانی روز حساب را نمی پذیرد تا علاوه بر پیشگیری از ظلم؛ در دنیا دو قشر ظالم و مظلوم شکل نگیرد و بدانند هر دو در دادگاه خدا حاضر خواهند شد: "فَیَوْمَئِذٍ لَّا یَنفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَ تُهُمْ وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ"

 "آن روز عذرخواهی ظالمان سودی به حال شان ندارد، و توبه آنان پذیرفته نمی شود."

حقّ الناس قانون پیشگیری از ظلم و ضامن دادخواهی مظلوم در دنیا و آخرت

خداوند حکیم و مدبّر؛ قانونی به نام حقّ الناس قرار داه است؛ تا انسان ها از هرگونه تعدّی و تجاوز به حقوق یکدیگر خودداری نمایند. مجازات دنیوی و اخروی نیز منظور نموده تا ضامن اجرایی این قانون حکیمانه و عادلانه و تداوم نظم او و پایداری عدالت اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی و ... باشد. بدیهی است میزان و نوع مجازات با میزان و نوع ظلم و حقّ الناس تعلّق گرفته متناسب بوده و در پیشگاه خداوند و اجرای عدالت؛ حقّ احدی ضایع نمی گردد. حضرت علی علیه السلام در توضیح مصادیقی از حقّ الناس1 می فرماید: "خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم گر چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد، ...خداوند تقاصّ بندگان را از یکدیگر می گیرد، تا جایی که هیچ کس نزد دیگری مظلمه ای نداشته باشد، آن گاه ایشان را برای حسابرسی می فرستد."

تأمین امنیّت مردم با حکم مفسدین در زمین در قرآن

قرآن در آیات33 و34 سوره مائده برای تأمین امنیّت مردم از عمل فسادکنندگان امنیّتی و اقتصادی و سیاسی و اخلاقی و...؛ حکم قتل آنها با بیان نحوه کشتن مفسدین را صادر و هرگونه فساد در زمین را جنگ با خدا و پیامبر خدا اعلام نموده و عذاب دنیوی و اخروی بر ای آنها تعیین فرموده است؛ این آیات؛ قانون قضایی برای حکومت اسلامی است؛ که در حفظ حقوق مردم موظّف به اجرای آن هستند. از این آیات چنین برمی آید؛ که متجاوزین به حقوق مردم در هر زمینه و با هر منصب و مقام و...که باشد؛ در اسلام آزادی عمل نداشته و مجازات مفسدین؛ واجب شرعی است.

"انَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِ بُونَ اللَّـهَ وَرَ سُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْ ضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْ جُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ یُنفَوْا مِنَ الْأَرْ ضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَ ةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُ وا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّ حِیمٌ"

"کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند."

 نفی ویژه خواری و ثروت های عمومی حقّ عموم مسلمین

وقتى برخی مسلمانان و خواص به دنبال کسب سهم خواهی و ویژه خواری؛  با تندى به حضرت علی علیه السلام گفتند که چرا در تقسیم بیت المال میان همه مساوات مى کند و سابقه و شرافت افراد را در نظر نمی گیرد؛فرمود: " آیا به من امر مى کنید تا با ستم کردن در حقّ کسانى که بر آنان حکومت دارم پیروزى بجویم؟! به خدا سوگند تا شب و روز مى آید و مى رود، و ستاره به دنبال ستاره حرکت مى کند دست به چنین کارى نمى زنم. اگر مال از خود من بود همه را در پرداخت کردن برابر مى داشتم تا چه رسد به این که مال، مال خداست! بدانید که پرداخت مال در غیر موردش تبذیر و اسراف است، و این کار شخص را در دنیا سربلندى مى دهد ولى درآخرت موجب  سرشکستگى است، او را در دیده مردم باارزش امّا نزد خداوند خوار مى کند. کسى مالش را در برنامه غیر حقّ و نزد غیر مستحقّ صرف نکرد؛ مگر این که خداوند او را از سپاسگزارى همان مردم محروم کرد، و محبّت شان متوجه غیر او گشت، و اگر روزى قدمش بلغزد و به یارى آنان نیازمند شود همان مردم بدترین دوست و پست ترین رفیق خواهند بود."

                                             

 پانوشت:

1.المحاسن، ج 1، ص7 : "قالَ اللهُ تَعالی: و عِزَّتی وجَلالی، لا یَجُوزُنی ظُلمُ ظالِمٍ ولَو کَفٌّ بِکَفٍّ ولَو مَسحَةٌ بِکَفٍّ، ... فّیّقتَصُّ اللهُ لِلعبادِ بَعضِهِم مِن بَعضٍ، حتّی لا یَبقی لِأحَدٍ عِندَ أحَدٍ مَظلِمَةٌ، ثُمّ یَبعَثُهُمُ اللهُ إلیَ الحِساب"

ثبت شده توسط : منصوره وطنی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی